رفتن به محتوای اصلی
فرآیند تولید فولاد

مستند ساخت فولاد مبارکه

درباره این ویدئو

فولاد مبارکه چگونه ساخته شد؟ از طرح «فولاد بندرعباس» تا مجتمع عظیم مبارکه

داستان شکل‌گیری فولاد مبارکه از اصفهان آغاز نمی‌شود. ریشه این پروژه به اوایل دهه ۱۳۵۰ و طرحی بازمی‌گردد که قرار بود یک مجتمع بزرگ تولید فولاد تخت در بندرعباس ساخته شود. پس از انقلاب، محل اجرای پروژه تغییر کرد و طرحی که برای ساحل خلیج فارس طراحی شده بود، به منطقه مبارکه در اصفهان انتقال یافت. این جابه‌جایی فقط تغییر یک نقطه روی نقشه نبود؛ بخش قابل‌توجهی از طراحی، قراردادها، زیرساخت‌ها و حتی مشخصات برخی تجهیزات باید دوباره بررسی و بازطراحی می‌شد. (Iran Emrooz)

🏗️ طرح اولیه؛ کارخانه‌ای در ساحل بندرعباس

در دهه ۱۳۵۰، هم‌زمان با برنامه توسعه صنعت فولاد ایران، طرح احداث یک مجتمع بزرگ تولید ورق فولادی در بندرعباس مطرح شد. قرار بود این کارخانه از فناوری احیای مستقیم با گاز طبیعی استفاده کند؛ انتخابی که با توجه به منابع بزرگ گاز ایران منطقی بود و ایران را از وابستگی کامل به مسیر کوره بلند و زغال‌سنگ کک‌شو دور می‌کرد. (Iran Emrooz)

مطالعات فنی و اقتصادی پروژه در میانه دهه ۱۳۵۰ انجام شد و قراردادهای مهندسی با شرکت‌های خارجی نیز شکل گرفت. برای کارخانه منطقه‌ای در نزدیکی بندرعباس در نظر گرفته شد و حتی کارهای اولیه آماده‌سازی سایت آغاز شد. در روایت محمدحسن عرفانیان، برای پروژه قرارداد احداث اسکله‌ای با ظرفیت پذیرش کشتی‌های بزرگ مواد اولیه نیز پیش‌بینی شده بود. سروش کامیاب، از مدیران اولیه پروژه، نیز توضیح می‌دهد که پس از کنار گذاشتن یک زمین نامناسب، سایت دیگری در نزدیکی ساحل انتخاب و عملیات آماده‌سازی توسط پیمانکاران آغاز شد. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)

مسیر اولیه پروژه را می‌توان چنین خلاصه کرد:

⛰️ سنگ‌آهن + گاز طبیعی → 🚢 بندرعباس → 🏭 احیای مستقیم → ⚡ فولادسازی → 🏗️ ریخته‌گری → ⚙️ نورد → 🌀 ورق و کلاف فولادی

مزیت مهم بندرعباس، دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد بود. واردات تجهیزات و بخشی از مواد اولیه و همچنین صادرات محصول می‌توانست از طریق بندر انجام شود.


🔄 پس از انقلاب؛ تصمیم به انتقال پروژه

با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، اجرای پروژه برای مدتی متوقف شد و مدیریت صنعت فولاد نیز تغییر کرد. در سال‌های نخست پس از انقلاب، تصمیم گرفته شد پروژه فولاد بندرعباس در محل قبلی ادامه پیدا نکند و کارخانه به استان اصفهان منتقل شود. در نهایت قراردادهای پروژه نیز با تغییر محل اجرا بازنگری و تصمیم انتقال در ساختارهای تصمیم‌گیری وقت تثبیت شد. (Iran Emrooz)

اما درباره اینکه چرا این تصمیم گرفته شد، یک روایت کاملاً واحد و رسمی در منابع تاریخی وجود ندارد و مدیران درگیر پروژه بعدها توضیحات متفاوتی ارائه کرده‌اند.


❓ چرا فولاد بندرعباس به اصفهان منتقل شد؟

یکی از استدلال‌هایی که در زمان تصمیم‌گیری مطرح شده بود، هزینه تأمین آب شیرین در بندرعباس بود. مخالفان محل اولیه معتقد بودند کارخانه برای تأمین آب صنعتی خود به آب‌شیرین‌کن و سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز خواهد داشت. گرمای شدید و خوردگی ناشی از محیط ساحلی نیز از دیگر ایرادهایی بود که درباره بندرعباس مطرح می‌شد. سروش کامیاب که خود از مدیران طرح بندرعباس بود، بعدها با این استدلال‌ها مخالفت کرد و معتقد بود مزایای مجاورت با دریا هزینه‌های آن را جبران می‌کرد. (Iran Emrooz)

عامل دیگر، وجود مطالعات قبلی برای ایجاد مجموعه‌ای تحت عنوان فولاد اصفهان بود. پیش از انتقال پروژه بندرعباس، مطالعه برای احداث واحدهایی از جمله نورد سرد در اصفهان آغاز شده بود. پس از انقلاب، تصمیم گرفته شد این دو مسیر جداگانه دنبال نشوند و پروژه بزرگ‌تر در اصفهان متمرکز شود. (Iran Emrooz)

فضای سیاسی سال‌های نخست پس از انقلاب نیز در تصمیم بی‌تأثیر نبود. برخی مدیران وقت، طرح بندرعباس را پروژه‌ای متعلق به ساختار پیش از انقلاب می‌دانستند و خواهان تجدیدنظر در آن بودند. محمدحسن عرفانیان، مجری بعدی فولاد مبارکه، سال‌ها بعد گفته است گزارشی که در آن دوره به مراجع تصمیم‌گیری ارائه شد در تغییر محل پروژه نقش داشته است؛ اما این بخش از روایت او یک روایت شخصی تاریخی است و نباید آن را بدون سند مستقل به‌عنوان علت رسمی و قطعی انتقال تلقی کرد. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)

در عین حال، سروش کامیاب به عامل دیگری هم اشاره می‌کند: حمایت سیاسی و مدیریتی قوی‌تر از اجرای پروژه در اصفهان. از نگاه او، همین حمایت در سال‌های بعد یکی از عواملی بود که باعث شد پروژه سرانجام ساخته شود. (Iran Emrooz)


⚠️ انتقال کارخانه به معنی جابه‌جایی یک کارخانه ساخته‌شده نبود

یک نکته تاریخی مهم این است که تصور نشود کارخانه بزرگی در بندرعباس ساخته و سپس تجهیزات آن باز شده و به اصفهان منتقل شده است.

در زمان تصمیم به انتقال، پروژه هنوز در مراحل مهندسی، قراردادها، آماده‌سازی زمین و برخی عملیات مقدماتی قرار داشت. بنابراین «انتقال فولاد بندرعباس» بیشتر به معنی انتقال طرح، قراردادها، فناوری، تجهیزات سفارش‌داده‌شده و سازمان پروژه به محل جدید بود.

اما همین مسئله نیز بسیار پیچیده بود؛ زیرا کارخانه برای شرایط بندرعباس طراحی شده بود و اکنون قرار بود در منطقه‌ای با اقلیم و ارتفاع کاملاً متفاوت ساخته شود.


📐 بازطراحی کارخانه برای شرایط اصفهان

بندرعباس تقریباً در سطح دریا قرار دارد، در حالی که محل جدید فولاد مبارکه حدود ۱۶۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

این اختلاف ارتفاع بر عملکرد برخی تجهیزات، به‌ویژه موتورها، تجهیزات احتراق، سیستم‌های خنک‌کننده و ماشین‌آلات وابسته به چگالی هوا اثر می‌گذارد. سروش کامیاب گفته است پس از انتقال پروژه، بعضی تجهیزات ناچار به تغییر شدند؛ زیرا تجهیزی که برای شرایط ساحلی طراحی شده بود الزاماً در ارتفاع اصفهان همان عملکرد را نداشت. (Iran Emrooz)

همچنین شرایط خاک، دمای محیط، رطوبت، تأمین آب و طراحی تأسیسات جانبی کاملاً متفاوت بود.

بنابراین:

طرح بندرعباس

⬇️

📐 بازنگری مهندسی

⬇️

🌡️ تطبیق با اقلیم اصفهان

⬇️

🏔️ تطبیق تجهیزات با ارتفاع حدود ۱۶۰۰ متر

⬇️

🏗️ جانمایی مجدد واحدهای کارخانه


📑 بازنگری قراردادهای خارجی

یکی از دشوارترین بخش‌های انتقال، قراردادهای خارجی پروژه بود.

قراردادهایی که برای بندرعباس تنظیم شده بودند باید با محل جدید تطبیق داده می‌شدند. مذاکرات دوباره با طرف‌های خارجی انجام شد و بخش‌هایی از قراردادها تغییر کرد. طبق روایت سروش کامیاب، حدود یک سال پس از توقف اولیه، همکاری با طرف‌های ایتالیایی دوباره آغاز و قراردادها با تغییراتی برای ادامه پروژه در اصفهان تنظیم شد. (Iran Emrooz)

محمدحسن عرفانیان نیز بعدها توضیح داده است که فولاد مبارکه در عمل مجموعه‌ای از ده‌ها واحد و قرارداد مستقل بود که باید در نهایت مانند یک کارخانه واحد عمل می‌کردند. تیم پروژه برای کنترل ساخت تجهیزات حتی دفتر مهندسی و نظارتی در جنوا ایجاد کرد تا ساخت تجهیزات خارجی و هماهنگی واحدها را از نزدیک کنترل کند. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)


🧩 تکمیل بخش‌هایی که در طرح اولیه وجود نداشت

با ورود تیم جدید پروژه مشخص شد که صرف انتقال قراردادهای قبلی کافی نیست و برای اینکه کل کارخانه بتواند به‌صورت یکپارچه کار کند، تعدادی از زیرساخت‌ها و واحدها باید به طرح اضافه شوند.

بر اساس روایت محمدحسن عرفانیان، در بررسی مجدد پروژه مشخص شد بخش‌هایی مانند برخی تأسیسات احیای مستقیم، ارتباط میان واحدها، تعمیرگاه‌ها، قطعات یدکی، تصفیه و بازچرخانی آب، زیرساخت برق و برنامه آموزش نیروی انسانی به اندازه کافی در مجموعه قراردادهای قبلی دیده نشده بودند و باید سامان‌دهی می‌شدند. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)

این موضوع پروژه را از یک عملیات ساده ساخت‌وساز به یک پروژه عظیم System Integration تبدیل کرد:

احیای مستقیم + فولادسازی + ریخته‌گری + نورد گرم + نورد سرد + انرژی + آب + تعمیرات + حمل‌ونقل

همه این واحدها باید هم‌زمان و هماهنگ با یکدیگر کار می‌کردند.


🚧 ساخت زیرساخت‌هایی که اصلاً وجود نداشت

انتقال کارخانه به منطقه مبارکه به این معنی بود که فقط خود کارخانه نباید ساخته می‌شد؛ بلکه بخش مهمی از زیرساخت اطراف آن نیز باید ایجاد می‌شد.

برای انتقال تجهیزات فوق‌سنگین به سایت، در بخش‌هایی از مسیر جاده‌سازی و اصلاح راه‌ها انجام شد. خطوط انتقال گاز ایجاد شد و تأمین آب، برق و اتصال ریلی نیز به پروژه‌ای مستقل تبدیل شد. روایت مدیران دوران ساخت نشان می‌دهد که برخی از این زیرساخت‌ها بعدها علاوه بر کارخانه، به توسعه مناطق اطراف نیز کمک کردند. (تجارت گردان)

زنجیره زیرساختی پروژه به این شکل بود:

🚢 ورود تجهیزات به کشور → 🚛 حمل فوق‌سنگین → 🛣️ اصلاح و احداث مسیرها → 🚆 اتصال ریلی → 🔥 گاز → ⚡ برق → 💧 آب → 🏭 کارخانه


💧 مسئله آب؛ از همان ابتدا یک موضوع اساسی بود

یکی از نکات جالب در تاریخ فولاد مبارکه این است که مسئله آب تنها یک چالش امروزی نیست.

عرفانیان توضیح می‌دهد که در بازطراحی کارخانه مشخص شد نمی‌توان آب زاینده‌رود را به‌صورت یک‌بارمصرف وارد فرآیند صنعتی کرد. به همین دلیل، ایجاد تصفیه‌خانه و بازچرخانی آب به یکی از بخش‌های ضروری طرح تبدیل شد. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)

به بیان ساده:

💧 آب ورودی → 🏭 مصرف صنعتی → 🧪 تصفیه → ♻️ استفاده مجدد

از همان مرحله ساخت، به بخشی از معماری کارخانه تبدیل شد.


🏗️ آغاز ساخت در مبارکه

عملیات اجرایی در محل جدید در سال ۱۳۶۰ آغاز شد؛ درست در شرایطی که ایران وارد جنگ شده بود.

ابعاد عملیات عمرانی نشان می‌دهد با چه پروژه‌ای روبه‌رو بوده‌اند:

حدود ۱۸.۷ میلیون مترمکعب خاک‌برداری، بیش از ۱.۸۴ میلیون مترمکعب بتن‌ریزی، حدود ۱.۸ میلیون مترمربع قالب‌بندی، ۸۰ هزار تن آرماتور، حدود ۱۵۰ هزار تن اسکلت فلزی، نزدیک به یک میلیون مترمربع پوشش و بیش از ۵۰۰ هزار تن تجهیزات و ماشین‌آلات در پروژه اجرا یا نصب شد. (عصر‌آهن)

این حجم عملیات در حالی انجام شد که کشور هم‌زمان با جنگ، محدودیت منابع ارزی و دشواری تأمین تجهیزات خارجی مواجه بود.


👷 نقش پیمانکاران و مهندسان ایرانی

یکی دیگر از آثار مهم ساخت فولاد مبارکه، شکل‌گیری مجموعه‌ای از پیمانکاران و شرکت‌های مهندسی ایرانی بود.

در آغاز دهه ۱۳۶۰ تجربه اجرای پروژه صنعتی با این مقیاس در داخل کشور بسیار محدود بود. تیم فولاد مبارکه تصمیم گرفت بخش بزرگی از عملیات عمرانی و نصب را از طریق نظام پیمانکاری ایرانی اجرا کند. حتی برای برخی فعالیت‌ها، روش‌های قراردادی و فهرست‌بهای موردنیاز پروژه باید از ابتدا تدوین می‌شد. (مطالعات اقتصادی و حقوقی)

بسیاری از شرکت‌هایی که در جریان ساخت فولاد مبارکه تجربه کسب کردند، بعدها در پروژه‌های بزرگ فولادی، معدنی، نفتی و صنعتی کشور حضور یافتند. (تجارت گردان)


🔥 رسیدن پروژه به نخستین ذوب

پس از حدود یک دهه فعالیت عمرانی، نصب تجهیزات و آماده‌سازی واحدها، نخستین کوره قوس الکتریکی فولادسازی در مهرماه ۱۳۷۰ راه‌اندازی شد.

این اتفاق نقطه عطف بزرگی بود؛ زیرا پروژه‌ای که سال‌ها درباره امکان تکمیل آن تردید وجود داشت، سرانجام به مرحله تولید فولاد مذاب رسیده بود. (آهن رسان)

مسیر تکامل پروژه اکنون به این نقطه رسیده بود:

بندرعباس؛ طرح و عملیات اولیه

⬇️

🔄 تصمیم انتقال

⬇️

📐 بازطراحی برای اصفهان

⬇️

📑 اصلاح قراردادها

⬇️

🚧 ساخت زیرساخت‌ها

⬇️

🏗️ احداث واحدهای تولید

⬇️

🔥 نخستین ذوب – ۱۳۷۰

⬇️

🌀 تولید ورق فولادی


🎉 افتتاح فولاد مبارکه

در ۲۳ دی‌ماه ۱۳۷۱ خطوط تولید مجتمع فولاد مبارکه رسماً افتتاح شدند و کارخانه وارد مرحله بهره‌برداری شد. (آهن رسان)

پروژه‌ای که در ابتدا قرار بود کنار خلیج فارس ساخته شود، پس از نزدیک به دو دهه مطالعه، تغییر محل، بازطراحی، جنگ، مشکلات مالی و عملیات عمرانی عظیم، سرانجام در دشت مبارکه اصفهان به تولید رسید.


🏭 آیا انتقال از بندرعباس به اصفهان تصمیم درستی بود؟

این سؤال هنوز هم محل بحث است.

برخی از مدیرانی که مستقیماً در طراحی پروژه بندرعباس حضور داشتند، بعدها صراحتاً گفتند که از نظر آمایش صنعتی، دسترسی به دریا، واردات تجهیزات و مواد اولیه، صادرات محصول و تأمین آب ترجیح می‌دادند پروژه در بندرعباس باقی بماند. حتی مدیران گروه فولاد مبارکه در سال‌های بعد نیز موقعیت هرمزگان را برای توسعه فولاد بسیار مناسب دانسته‌اند. (Iran Emrooz)

از سوی دیگر، واقعیت تاریخی این است که پروژه در اصفهان توانست حمایت اجرایی لازم را به دست آورد، ساخته شود و به یکی از مهم‌ترین واحدهای صنعتی کشور تبدیل شود. سروش کامیاب، با وجود مخالفت خود با انتقال، نکته جالبی را مطرح می‌کند: از نظر او ممکن است اگر پروژه به اصفهان منتقل نمی‌شد، اساساً در شرایط آن دوره ساخته نمی‌شد. (Iran Emrooz)

بنابراین داستان فولاد مبارکه را نمی‌توان تنها داستان «ساخت یک کارخانه» دانست. این پروژه در واقع داستان انتقال یک طرح صنعتی عظیم، بازطراحی آن برای جغرافیایی کاملاً متفاوت، ایجاد زیرساخت‌های تازه، تربیت نسل جدیدی از متخصصان و پیمانکاران و سرانجام راه‌اندازی یک زنجیره کامل تولید فولاد در شرایط جنگ و محدودیت‌های اقتصادی است.

▶ مشاهده ویدئو در منبع اصلی